روز نوشت 74
نگاهی به کارهام انداخت و گفت خیلی بهتر شدن اما کلا از نظرت "سر" یه چیزه بی ارزشه...!!!
***
این چند روز مهمان دانشگاه شریف بودیم اتفاقات جالب زیاد افتاد...
***
بچه که بودم عاشق این بودم که وایستم و به کتابخونه ام نگاه کنم که پر بود از کتاب هایی که همشون رو خونده بودم. گاهی در می آوردمشون، می شمردم و دوباره می ذاشتمشون تو کتابخونه. اما تازگی ها سعی می کنم به کتابخونه ام نگاه نکنم تا نبینم چند تا کتاب نخونده فقط تو کتابخونه ی خودم پیدا می شه...
چند وقتیه کمتر کتاب می خونم...
***
سرما خوردم!