در کتابخانه دنبال کتابی می گشتم. پیدایش کردم. همان جا که باید باشد. مثل همیشه سر جاش.
کتاب را باز کردم. بریده های روزنامه در مورد کتاب. تاریخ: 7-5-81. این نظم بیش از اندازه که هیچ وقت نداشتم و نخواهم داشت را دوست دارم. 

***
باید تا سه شنبه پرنده ی من فریبا وفی و دفترچه ی ممنوع آلبا دسس په دس رو بخونم.

***
میس کارتون
دعوتم به نوشتن خودآزاری ها:

شب ها زیاد بیدار می مونم. انقدر که روز بعد عموما خواب بمونم و شاکی از دست خودم.

دیگه زیاد کتاب نمی خونم. زیاد فیلم نمی بینم. زیاد  بیرون نمی رم. پیاده روی هام خیلی کمتر شده.

و اينجوري به خودم آزار مي رسونم.

پ.ن همه دعوتند به نوشتن خودآزاری ها.